شمارهٔ ۲۶۶

غزلیات

از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
از ناله ام ترانه بلبل شکفته است

سیر خزان تنگدلی کرده ایم ما
آن کس بهار کرده که گل گل شکفته است

هرکم نگاهیش ز دلم برده حیرتی
این غنچه در بهار تغافل شکفته است

نشتر خلد به دیده خصم از غبار ما
گلها ز فیض خار تحمل شکفته است

در نوبهار گریه ما بی رخش اسیر
نه غنچه خنده کرد و نه گل شکفته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}