شمارهٔ ۳۱۷

غزلیات

در دامت آن غبار که بر بال و پر نشست
شد توتیای بینش و در چشم تر نشست

صبحش نوید دولت بیدار می دهد
خورشید طالعی که شبی بیشتر نشست

پروانه چراغ دل روشن من است
شبهای انتظار تو نقش سحر نشست

پرواز عندلیب چکد از غبار من
نقش شکسگتیم ز گل بیشتر نشست

نظاره بود نو سفر آشیان که باز
آمد ز گلشن دل و در چشم تر نشست

شوقم گل همیشه بهار دل است اسیر
در دیده یار از همه کس پیشتر نشست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}