شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

جفا جویی سپند آتش اوست
اجل مزدور خوی سرکش اوست

چو دید از سرگرانی کار ما ساخت
تغافل تیر روی ترکش اوست

به چشمم آشنا می آید از دور
مگر خورشید گرد ابرش اوست

اسیر از نا امیدی شادکام است
مگر حسرت شراب بیغش اوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}