شمارهٔ ۳۴۴

غزلیات

از رشک بلبلم دل حسرت نصیب نیست
از صد هزار غنچه یکی خنده زیب نیست

از هر گلی چراغ به رنگی کشد گلاب
پروانه خام مشغله چون عندلیب نیست

بیگانه خویش می شود از مشرب رسا
الفت به هر کجا که نشیند غریب نیست

تأثیر ناله از دل آسوده می برند
درکشوری که درد نباشد طبیب نیست

جایی که رشک بر جگر پاره می برند
گر می گریزم از تپش دل عجیب نیست

مجنون ز عجز رخت به صحرا کشیده است
دیوانه مرد گرد نبرد شکیب نیست

ای گل به نیتی که برازنده تر شوی
هر پا برهنه راست بگو جامه زیب نیست

گفتم اسیر شوخی تاراج می شویم
خندید وگفت مال تو بردن نصیب نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}