شمارهٔ ۴۰۹

غزلیات

شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
با ساغر ستاره کنم سیر باغ صبح

از فیض عشق باج به قیصر نمی دهم
دارم دماغ باده و دارم دماغ صبح

با او به تازگی نمکی تازه کرده ام
از من کنید مهر پرستان سراغ صبح

در پرده بال می زند از بهر امتحان
من دیده ام که باز سفید است زاغ صبح

ممنون شدم ز فیض تو امشب اسیر (و) مست
هرگز مباد تیره شبت بی چراغ صبح

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}