شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

گل خیال که در آب و آتشم دارد
که یاد خنده غفلت مشوشم دارد

اگر غبار نگردم غبار خواهم شد
به دام شوخی جولان ابرشم دارد

شهید جلوه شمشیر گشتنم بس نیست
هلاک شوخی پرواز ترکشم دارد

عداوتم گل خجلت به بار می آرد
ز درد کینه دل پاک بی غشم دارد

ز کینه ام دل شمشیر آرمید و هنوز
خیال ابروی او درکشاکشم دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}