شمارهٔ ۵۲۵

غزلیات

گر آسمان زکینه دیرینه بگذرد
موج صفای سنگ ز آیینه بگذرد

گر از پل شکسته ز دریا توان گذشت
مخمور هم ز می شب آدینه بگذرد

دشمن به خون خویش تپد در سرای خویش
اما به شرط آنکه دل از کینه بگذرد

گردد چراغ خلوت دلهای قدسیان
آهی که از مصاحبت سینه بگذرد

گیرد جهان ز جوهر تجرید اسیر عشق
چون شعله گر ز خرقه پشمینه بگذرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}