اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۲۷
غزلیات
در دلم یاد یار می گذرد
از خزانم بهار می گذرد
مژه های دراز می بینم
از دل بیقرار می گذرد
شیشه می چه طالعی دارد
چار فصلش بهار می گذرد
نگهی می کنی نمی دانی
چه به دلهای زار می گذرد
اسیر شهرستانی
غزلیات
در دلم یاد یار می گذرد
از خزانم بهار می گذرد
مژه های دراز می بینم
از دل بیقرار می گذرد
شیشه می چه طالعی دارد
چار فصلش بهار می گذرد
نگهی می کنی نمی دانی
چه به دلهای زار می گذرد
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}