شمارهٔ ۵۳۰

غزلیات

ترک غمت از کشتن و بستن نتوان کرد
این توبه به امید شکستن نتوان کرد

هر سایه مژگان تو صیاد غزالی است
در دیده ما سرمه جستن نتوان کرد

برخاسته اشکم به صف آرایی مژگان
در بزم تو تکلیف نشستن نتوان کرد

تا زهد اسیر تو قدح نوش برآمد
جز زمزمه توبه شکستن نتوان کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}