شمارهٔ ۵۳۲

غزلیات

گریبان رشک گلشن می توان کرد
گل چاکی به دامن می توان کرد

بنازم انتقام سینه صافی
چها با جان دشمن می توان کرد

چمن پیرا ندانم جلوه کیست
گل ناچیده خرمن می توان کرد

به کشتی رام یک دل می توان بود
تماشای رمیدن می توان کرد

گداز حیرتم کامل عیار است
مرا در ساغر من می توان کرد؟

غبارم کرد اسیر آن گردش چشم
طواف مشهد من می توان کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}