شمارهٔ ۵۷۲

غزلیات

چشم ما پاک بود پاک حیا می داند
دل ما صاف بود صاف وفا می داند

کعبه و دیر وطن گشت و غریبیم هنوز
نوبر سجده نکردیم خدا می داند

خاطر نازک حسن آینه عشق نماست
هر چه خود می کند از جانب ما می داند

پر زبیگانگی چشم تو رسوا شده ایم
با دل ما غم پنهانی ما می داند

نمک غم به اسیر ستمت باد حرام
که سر خویش ز تیغ تو جدا می داند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}