شمارهٔ ۵۹۷

غزلیات

صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
نگه گرم تو جان در تن آیینه کند

چشم بد دور فلک گوشه چشمی دارد
غم پارینه ما را می پارینه کند

شهد الفت به قوام آمد و حسرت باقی است
عمر جاوید علاج غم دیرینه کند

آنکه یکرنگی ما را گل بی رنگ شناخت
دل ما را برد آیینه بی کینه کند

خون خورد توبه که خون در دل ما کرد اسیر
تا به کی شنبه ما را شب آدینه کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}