شمارهٔ ۱۶

غزلیات

گر مستی‌یی ز لعل بتان می‌کنیم ما
در مستی شراب نهان می‌کنیم ما

رسواترست نالة لب بستگانِ بیم
ما را خمش مکن که فغان می‌کنیم ما

طفل سرشک بر مژه فریاد می‌کند
ورنه ز شکوه منع زبان می‌کنیم ما

از یک نگاهِ لطف به تاراج رفته‌ایم
سودی که می‌کنیم زیان می‌کنیم ما

هر دم ز موج نالة گم گشته در سراغ
غم‌نامه‌ها به دوست روان می‌کنیم ما

هرگز خلاف عجز و تنزّل نکرده‌ایم
کاری که کرده‌ایم همان می‌کنیم ما

فیّاض می‌شویم هلاک جفای دوست
آخر وفای خویش عیان می‌کنیم ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}