شمارهٔ ۶۱۵

غزلیات

قاصدی از گرد جولانش به هرسو می‌دود
از پی گرد نگاهش چشم آهو می‌دود

حسرت جاویدش از هر قطره خون گل می‌کند
خضر در دنبال ناوک خورده او می‌دود

در سواد زلفش از تاراج شوخی خواب نیست
وحشی رم خورده‌ای از هر سر مو می‌دود

خنده پنهان به رسوایی جنون بر می‌دهد
دل کجا دیگر به ذوق آن سر کو می‌دود

می‌نویسم نامه و از هر سر مویم اسیر
قاصد دیگر ز شوق آن جفاجو می‌دود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}