شمارهٔ ۶۲۶

غزلیات

مست است و عرض آتش رخسار می دهد
خورشید را گداخت که را بار می دهد

خط از رخش دمید و هنوز آه می کشیم
داریم خضر و تشنگی آزار می دهد

شد موج خیز شعله غبارم چو درد می
ساقی هنوز باده سرشار می دهد

تا دیده مایل است به تماشای گلستان
آیینه گل به دست تو بسیار می دهد

هرگز به نا امیدی امشب نبود اسیر
این نخل خشک ما چه شبی بار می دهد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}