شمارهٔ ۶۴۸

غزلیات

زنده دردم به درمانم چه کار
دل سلامت باد با جانم چه کار

عشق از من مصلحت اندیش تر
بعد از این با آه و افغانم چه کار

یار در دل باده بر کف جان به لب
بیش از این یاران به سامانم چه کار

گر غرض آزار و مطلب دشمنی است
کشته وصلم به هجرانم چه کار

دورتر ای دوست دشمن دورتر
خار خشکم با گلستانم چه کار

پیش پیش دشمنان جان می دهم
با نوازشهای یارانم چه کار

سبز شد خارم ز فیض دل اسیر
با نم ابر بهارانم چه کار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}