شمارهٔ ۶۶۵

غزلیات

داردم شوق تو بیتاب سفر
شمع بزمم شده مهتاب سفر

بستر راحت من سیماب است
در وطن برده مرا خواب سفر

شوق خضر ره و من باد صبا
بی سر انجامیم اسباب سفر

در ره تفرقه دل چو غبار
هست جمعیت من باب سفر

برده شوق وطنم از ره و من
داده ام خانه به سیلاب سفر

دارم آرام ز بی آرامی
شده بیتابی من تاب سفر

سر به نقش قدمی دارد اسیر
می کند سجده به محراب سفر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}