شمارهٔ ۳۲ - قطعه

قطعات

بر آستانه ی جانان، که روضه ی ارم است؛
اگر تو را گذری افتد ای نسیم شمال

بگو: ز کوی تو رفتم، بشوق اینکه مرا
چو دوستان قدمی چند آیی از دنبال

باین امید دگر باز آمدم سویت
که بر سر رهم آیی و پرسیم احوال

ولی ز خانه تو در رفتن و در آمدنم
برون نیامدی ای شمع حجله گاه جمال

تغافل تو همانا بمن بود مخصوص
وگرنه غیر من رانده از حریم وصال

دگر هزار کس از شهر رفت و باز آمد
که هم مشایعتش کردی و هم استقبال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}