غزل شمارهٔ ۹۰

غزلیات

کعبهٔ وصل تو پناه منست
طاق ابروت قبله گاه منست

چشم فتان مست خونریزت
خود زبیداد خود پناه منست

خود ره لشگر غمت دادم
غارت خان و مان گناه منست

بنگاهی اگر خراب شدم
چشم مست تو عذرخواه منست

شد دلم خون زروی گلگونت
اشک خونین من گواه من است

روی و راه دگر نمیدانم
لطف و قهر روی و راه منست

فیض روز تو هم تیره از آنست
بخت من هم سیه ز آه منست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}