شمارهٔ ۷۱۱

غزلیات

شدی مست و زد چاک جیب قبا گل
شکفتی تو با خنده شد آشنا گل

گرفتار خویت پرستار بویت
به میخانه ها می به گلزارها گل

بهار دگر دارد از رنگ و بویت
تو را زیر لب چون نگوید دعا گل

مگر دست او در حنا دید روزی
که نگذارد از دست یکدم حنا گل

اسیر از گل عیش گل گل شکفتی
گل صبح و جام طرب گل هوا گل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}