شمارهٔ ۷۲۲

غزلیات

در زمین دل خود تخم رضا کاشته ام
هر نفس خرمن شکری است که برداشته ام

با خیالت همه در خلوت یک حیرانی
دیده ام برگ گل و آینه پنداشته ام

به چه رو طوطی آیینه دیدار شوم
چقدر پاس پریشان نظری داشته ام

برگ گل بال شعف سازم و پرواز کنم
خاری از راه تمنای تو برداشته ام

در نظر کیست ندانم ز که گویا شده ام
که وجود دو جهان را عدم انگاشته ام

همه حیرت شده ام عجز گواه است گواه
پیش از این دست و دلی پا و سری داشته ام

بی نیاز دو جهان گشته ام از یادش اسیر
آرزو در دل غارتزده نگذاشته ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}