شمارهٔ ۷۲۴

غزلیات

در دل از مستی فغان گم کرده ام
بلبلی در آشیان گم کرده ام

در سرکویش دل سرگشته را
از برای امتحان گم کرده ام

گلستان را هم نمی دانم کجاست
من نه تنها آشیان گم کرده ام

پایمال جلوه ای گردیده ام
دست و دل را در میان گم کرده ام

بهر پاس راز پنهانی اسیر
رفته ام نام و نشان گم کرده ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}