شمارهٔ ۷۵۷

غزلیات

گل داغم از رنگ و بو می گریزم
چو نومیدی از آرزو می گریزم

گریزانش از خویش کی می توان دید
چو می بینمش پیش از او می گریزم

گلستان بی آبرو غرق خون باد
من از حسن اظهار جو می گریزم

به بیگانه ای کرده ام آشنایی
که از خود ز سودای او می گریزم

اسیرم دماغ شکایت ندارم
چو دل سرکند گفتگو می گریزم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}