شمارهٔ ۷۷۰

غزلیات

صلحم نساخت با تو در جنگ می زنم
یک شیشه خانه حوصله بر سنگ می زنم

گلهای رازگوش برآواز بلبلند
خاموشیم رساست بر آهنگ می زنم

عکس تو نازپرور و چشم زمانه شور
هر دم به رنگی آینه در سنگ می زنم

از بسکه رشک قافله ام پایمال کرد
منزل اگر شوم ره فرسنگ می زنم

مستم اسیر از آن سرکویم چه می بری
از خاک راه تکیه بر اورنگ می زنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}