شمارهٔ ۷۷۱

غزلیات

مستم پیاله بر سر افسانه می زنم
سنگ صنم به شیشه بتخانه می زنم

در آتشم به یاد رخی نوبهار کیست
برگل تپانچه از پر پروانه می زنم

گر دم ز سایه گل و خاشاک می رمد
حرفی ز آشنایی بیگانه می زنم

حرفی به گوش ساغر آیینه می کشم
دستی به دامن دل دیوانه می زنم

دارم دلی خرابی عالم دماغ نیست
جامی به یاد گریه مستانه می زنم

نازم به مشرب دل پاک اعتقاد اسیر
از توبه روزه دارم و پیمانه می زنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}