شمارهٔ ۷۷۷

غزلیات

آن را که من زمال جهان محتشم کنم
بخشم لباس دردی و داغی کرم کنم

دیوانگی جواب سلامم نمی دهد
زین بیشتر بگو زتعین چه کم کنم

از بسکه خاطرم ز دو عالم رمیده بود
فرصت نشد که سیر دیار عدم کنم

گر خشم دوست قابل دوزخ شناسدم
لطفش به خاطر آرم و سیر ارم کنم

مستم دعای بی اثر از من غنیمت است
صوفی نیم که رزق کسی بیش و کم کنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}