شمارهٔ ۷۸۷

غزلیات

تا نکته ای ز علم و ادب گوش کرده ایم
تکرار ناله از لب خاموش کرده ایم

عقل آمد و به راه جنون دست ما گرفت
آمد به کار آنچه فراموش کرده ایم

از ما تمیز نیک و بد آسمان مپرس
دانسته زهر بیخبری نوش کرده ایم

هر زخم سینه چاک گریبان شعله ای است
دل پاره اخگری است که خس پوش کرده ایم

زاهد اگر ملک شده آگه ز راز نیست
نام پیاله ماه شفق پوش کرده ایم

ز آن پیشتر که کینه فرامش شود اسیر
با خصم جام صافدلی نوش کرده ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}