شمارهٔ ۸۳۵

غزلیات

هر نقش قدم چشمه خون است در این راه
خضر من سرگشته جنون است در این راه

از دل به طواف سرکوی تو رسیدیم
نقش پی ما داغ درون است در این راه

رخشنده هلال دم شمشیر تو از دور
دیدیم همین جلوه شگون است در این راه

آن تشنه آواره که خوانند سرابش
این قافله را رهنمون است در این راه

نقش پی مجنون نکند راهنمایی
دیوانگی هر که فزون است در این راه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}