شمارهٔ ۸۵۱

غزلیات

خراب گشته ز ویرانه که می پرسی
شکایت از دل دیوانه که می پرسی

ز شیخ و شاب نسبنامه که می جویی
حدیث عاقل و دیوانه که می پرسی

اگر چراغ نباشد گلاب کی باشد
دگر ز بلبل و پروانه که می پرسی

دل درست نداری ز من چه می خواهی
به خواب رفته افسانه که می پرسی

چکد ز باده ورع وز صلاح بد مستی
نظام رونق میخانه که می پرسی

به جان خویش ندانم چه ماجرا داری
ز آشنایی بیگانه که می پرسی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}