آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۰ - و له قطعه
قطعات
ای بسا خشم، که صد لطف عیان است ازو
ای بسا لطف، که صد زخم نهان شد در وی
روی در هم کشم، از بوسهٔ شیرین لب یار
همچو مستی که کشد رو به هم از تلخی می
بشکر خنده گشایم دهن از دیدن غیر
همچو آن شیر که روباه ببیند از پی
آذر بیگدلی
قطعات
ای بسا خشم، که صد لطف عیان است ازو
ای بسا لطف، که صد زخم نهان شد در وی
روی در هم کشم، از بوسهٔ شیرین لب یار
همچو مستی که کشد رو به هم از تلخی می
بشکر خنده گشایم دهن از دیدن غیر
همچو آن شیر که روباه ببیند از پی
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}