اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۴
غزلیات ناتمام
چراغم روشن است از روی آتشپارهای امشب
به رغم دیده از دل میکنم نظارهای امشب
چو چشم خویش مست جام امّیدی نمیدانم
چه ساغرهای حسرت میکشد بیچارهای امشب
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
چراغم روشن است از روی آتشپارهای امشب
به رغم دیده از دل میکنم نظارهای امشب
چو چشم خویش مست جام امّیدی نمیدانم
چه ساغرهای حسرت میکشد بیچارهای امشب
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}