شمارهٔ ۳۵۹

غزلیات

در مجلس ما جز سخن یار مگویید
با حضرت آن یار ز اغیار مگویید

در قلزم توحید همه غرق فنایند
از جوشش آن قلزم زخار مگویید

در دار و مدارید، ندانم که چه دارید؟
اسرار خدا جز بسر دار مگویید

در چرخ صفا، رقص کنان، مست خدایید
از گردش این گنبد دوار مگویید

گر رند خراباتی و قلاش طریقید
از واقعه جبه و دستار مگویید

این خانه عشقست و درو قصه پنهان
هان! این سخن خانه ببازار مگویید

از قاعده کعبه و بت خانه گذشتیم
با ما سخن از خرقه و زنار مگویید

سر گشته و آشفته و مستیم و معربد
این بی ادبی ها بر آن یار مگویید

قاسم، سخن عشق بهر جا که شنیدید
اقرار بیارید و ز انکار مگویید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}