شمارهٔ ۳۷۳

غزلیات

عزت عشق بود غیرت یار
که ندادند منکران را بار

بسط بحر حیات عرفان بود
که گشادند کافران زنار

دار را چون بدید گفت حسین:
«لیس فی الدار غیرنا دیار»

چند از افسانهای نو و کهن؟
پیش ما این سخن میآر و می آر

فقر یعنی فنای صرف کند
نقد قلب ترا تمام عیار

چون عیارت تمام گشت، تمام
تاج بر سر نه و علم بردار

تا بکی بر کنار بحر محیط
تشنه و زار همچو بوتیمار؟

در سماع خدای دست افشان
که جهان را بتست استظهار

قاسمی از کجا و زاهد خشک؟
یا الهی، بلای بد وادار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}