شمارهٔ ۵۱۵

غزلیات

دل با تو نظر دارد، اما نظری پنهان
ای مایه شادیها، ای دولت جاویدان

در جمله جهان گشتم، خوبان جهان دیدم
آنیست ترا، ای جان، برگوی: چه چیزست آن؟

می پویم و می مویم، پیوسته همی گویم :
یا رب، تو کرم فرما این درد مرا درمان

این توبه و زهد ما دانی بچه می ماند؟
دشوار بود بستن، بشکستن آن آسان

در عقل تمناها، در عشق تو لاها
ای دوست، بیابنشین، جامی بده و بستان

دوری منما از ما، رو دیده دل بگشا
تا نور یقین بینی در عین همه اعیان

آنجا که خدا باشد صد عیش و ولا باشد
حیران بچه می مانی؟ ای قاسم سرگردان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}