اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات ناتمام
با تماشای تو سیر گل و گلشن ستم است
تا توان رفت به قربان تو مردن ستم است
بر دل ما که ز خونگرمی یاران شکند
آتش افروختن کینه دشمن ستم است
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
با تماشای تو سیر گل و گلشن ستم است
تا توان رفت به قربان تو مردن ستم است
بر دل ما که ز خونگرمی یاران شکند
آتش افروختن کینه دشمن ستم است
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}