شمارهٔ ۵۴۴

غزلیات

بسودایت سرشت آب و گل من
بدیدار تو حل شد مشکل من

من از آیات مجدم، کس نداند
چه معنی خواهد از من قایل من؟

عنایت های بی علت مدد شد
بسامان آمد احوال دل من

ز رویت پرتوی بر جانم افتاد
بدیدار تو حل شد مشکل من

طلب کردم بسی، تا گشت روشن
بفیض حق ز اشک سایل من

پس از من در هوات، ای سر و سیراب
گل سوری برآید از گل من

بهر جانب که جویی قاسمی را
بکوی عشق یابی منزل من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}