شمارهٔ ۵۶۷

غزلیات

دل شوریده را تمنا تو
در سرم مایهای سودا تو

صورت کون چون معماییست
کاشف سر این معما تو

در تماشای صورت و معنی
هم تماشاگر و تماشا تو

هرچه دیدیم در جهان کم و بیش
همه «لا» بوده اند، الا تو

هرکجا در زمانه غوغاییست
همه سر فتنهای غوغا تو

هر کرا قبله ای بود بیقین
عشق را قبله و مصلا تو

حکم تو منع فتنه فرماید
پس کنی فتنها بعمدا تو

قاسمی از در تو در تو گریخت
که مفر هم تویی و ملجا تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}