شمارهٔ ۱۱۳

غزلیات ناتمام

مژگان او به دام نگاهم گرفته است
هرجا که می روم سر راهم گرفته است

آیم به کار دل همه گر روز محشر است
خونها که خورده است گواهم گرفته است

عشق خجل ز مسجد و میخانه کرده است
گاهی به راه و گه به نگاهم گرفته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}