غزل شمارهٔ ۹۹

غزلیات

دلِ من در هوایِ روی فرخ
بُوَد آشفته همچون مویِ فرخ

به جز هندویِ زلفش هیچ کس نیست
که برخوردار شد از روی فرخ

سیاهی نیکبخت است آن که دائم
بُوَد هم‌راز و هم‌زانوی فرخ

شود چون بید لرزان سروِ آزاد
اگر بیند قدِ دلجویِ فَرُّخ

بده ساقی شرابِ ارغوانی
به یادِ نرگسِ جادوی فَرُّخ

دو تا شد قامتم همچون کمانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرخ

نسیم مُشک تاتاری خجل کرد
شمیم زلف عَنبربوی فرخ

اگر میلِ دلِ هر کس به جایی‌ست
بُوَد میلِ دلِ من سوی فرخ

غلامِ همتِ آنم که باشد
چو حافظ بنده و هندوی فرخ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}