اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات ناتمام
باغها از سایه ابر بهاری دیده است
دیده ما صرفه ها در گریه باری دیده است
گردبادش در نظر آید بناهای بلند
بسکه عبرت در جهان بی اعتباری دیده است
چشم خواب آلود این دانه آب گوهر است
عشق پر فیضی ز کسب خاکساری دیده است
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
باغها از سایه ابر بهاری دیده است
دیده ما صرفه ها در گریه باری دیده است
گردبادش در نظر آید بناهای بلند
بسکه عبرت در جهان بی اعتباری دیده است
چشم خواب آلود این دانه آب گوهر است
عشق پر فیضی ز کسب خاکساری دیده است
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}