اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات ناتمام
خط یار گرچه سر زد نگه ستمگرش هست
چه غم خمار دارد می ناز در سرش هست
به کدام جان بنازد به کدام سر ببخشد
چه کند کسی به یک دل که هزار دلبرش هست
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
خط یار گرچه سر زد نگه ستمگرش هست
چه غم خمار دارد می ناز در سرش هست
به کدام جان بنازد به کدام سر ببخشد
چه کند کسی به یک دل که هزار دلبرش هست
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}