اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات ناتمام
دل که عمری داشت در خاطر تمنای خطت
عاقبت دیوانه اش دیدم ز سودای خطت
فتنه شوخ است آیه تمکین نمی داند که چیست
حسن بی پروا ندارد هیچ پروای خطت
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
دل که عمری داشت در خاطر تمنای خطت
عاقبت دیوانه اش دیدم ز سودای خطت
فتنه شوخ است آیه تمکین نمی داند که چیست
حسن بی پروا ندارد هیچ پروای خطت
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}