اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۰۰
غزلیات ناتمام
شهید خوی گرمش مهر را در کینه میپیچد
نگه در دیده میدوزد نفس در سینه میپیچد
عجب گر از خمارم صبح شنبه دیده بگشاید
ز بس در کلبهام دود شب آدینه میپیچد
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
شهید خوی گرمش مهر را در کینه میپیچد
نگه در دیده میدوزد نفس در سینه میپیچد
عجب گر از خمارم صبح شنبه دیده بگشاید
ز بس در کلبهام دود شب آدینه میپیچد
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}