اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات ناتمام
بر قصد طره سنبل چو زلفش تاب بر دارد
درآید آفتاب از پا چو سر از خواب بر دارد
به سیل گریه دادم در سر کویش دل خود را
مگر غافل خیال گل کند از آب بردارد
اسیر شهرستانی
غزلیات ناتمام
بر قصد طره سنبل چو زلفش تاب بر دارد
درآید آفتاب از پا چو سر از خواب بر دارد
به سیل گریه دادم در سر کویش دل خود را
مگر غافل خیال گل کند از آب بردارد
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}