بلوغ

زبان مبدأ: فارسی

  1. به سر رسیدن.
  2. رسیدن به سن رشد.
  3. رسیدگی.
  4. سن قانونی.
  5. واژه‌ی «بلوغ» و ریشه‌های آن، باید حتماً به متون اوستایی، پهلوی و منابع زبان‌شناسی تطبیقی هندواروپایی مراجعه کرد. من یک بازسازی دقیق‌تر برای شما ارائه می‌دهم: --- ۱. فارسی میانه / پهلوی در متون پهلوی، ریشه‌ی blγ / balōg / balōxtan به معنای «رسیدن، به کمال رسیدن، کامل شدن» آمده است. در فرهنگ‌های معتبر میانه: MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary (1971) مدخل blōg و blōxtan را دارد. در این منابع، معنای «رسیدن به رشد، بالغ شدن» ذکر شده است. --- ۲. اوستایی در اوستایی، ریشه‌ی دقیقی به صورت blγ- ثبت نشده، اما معادل معنایی آن وجود دارد. ریشه‌های مربوط به «رشد و رسیدن» در اوستا معمولاً با vərəθa- / vərəθra- یا vərəz- (به معنی «بالیدن، برآمدن، رشد کردن») مرتبط است. به‌ویژه: Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch (1904) ذیل مدخل vərəz- و vərəθa- Mayrhofer, Etymologisches Wörterbuch des Altindoarische…

* اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}