پرک

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم بوی پیه گندیده.
  2. اسم بوی ظرف چرب ناپاک شسته و مانند آن.
  3. اسم برگ‌های خرد شده کاهو و نظایر آن، ماده غذایی خشک شده یا خمیر ماده غذایی که با خشک‌کن غلتکی خشک شده باشد؛ جو یا گندم پرک شده.
  4. اسم پر کوچک.
  5. اسم جمع پلک.
  6. اسم چیزی مانند تا
  7. اسم ستاره سهیل.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}