پشنگ

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم نخستین پادشاه توران در شاهنامه‌ و اولین کسی که فرمان حمله گسترده به ایران و زابل را به فرماندهی پسرش افراسیاب صادر کرد.
  2. اسم : تخته‌ای با چهار دسته که با آن خشت و گِل و امثال آن را جا به جا می‌کردند. زنبه.
  3. اسم نوعی ابزار دستی با یک دسته و سر آهنی تخت و تیز که در بنایی، نجاری، سنگتراشی بکار میرود. تیشه.
  4. اسم یک یا دو میله محکم متکی بر یک تکیه‌گاه، برای آسانتر کردن انجام بعضی کارها. اهرم.
  5. اسم پشنگ ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش پَش - اَنگ قابل تجزیه باشد. بخش دوم آن در بسیاری از کلمات مانند فشنگ، تفنگ، آهنگ، ارژنگ و بسیاری دیگر شنیده می‌شود و کل اصطلاح احتمالاً نیا بودن است.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}