پشیزه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم پشیز:
  2. اسم پولک فلزی ریز که بر جامه یا هر چیز دیگر بدوزند.
  3. اسم چیزی است از برنج و امثال آن که مابین دسته و تیغة کارد وصل کنند برای استوا
  4. اسم چرمی که در دامن خیمه دوزند و پایزه بدان استوار کنند.
  5. اسم آن چه از آهن که برای زینت بر در و تخته کوبند.
  6. اسم فلس ماهی، پولک ماهی.
  7. اسم فلس سیمین یا آهنین بر عنان اسب، زر یا سیم چون فلس ماهی که کمربند را سراسر بدان پوشند و از آن چون فلس جدا جدا کنند تا کمربند را توان تافت و نوردید.

#چرمی که در دامن خیمه دوزند و پایزه بدان استوار کنند. #آن چه از آهن که برای زینت بر در و تخته کوبند. #فلس ماهی، پولک ماهی. #فلس سیمین یا آهنین بر عنان اسب، زر یا سیم چون فلس ماهی که کمربند را سراسر بدان پوشند و از آن چون فلس جدا جدا کنند تا کمربند را توان تافت و نوردید.

{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}