پنجه

زبان مبدأ: فارسی

  1. اسم مخفف پنجاه.
  2. اسم پنج انگشت با کف دست و پا باشد از انسان و حیوانات دیگر، پنج انگشت دست از مچ تا سر انگشتان.
  3. اسم چنگال، جنگ، برثن، مخلب.
  4. اسم پنج انگشت بدون کف دست.
  5. اسم دست.
  6. اسم صورت دستی که از طلا و نقره سازند و به مشاهد مقدس برای نیاز فرستند.
  7. اسم گلوله‌های سنگ که دیدبانان برای جنگ نگاهدارند.
  8. اسم سنگ منجنی
  9. قید سنگی که از کشتی به کشتی غنیم اندازند.
  10. قید پنجة دزدیده.
  11. قید ماهی.
  12. قید دام و قلاب و شست ماهی.
{{ err }}

فرهنگ‌نامه

{{ metaLine || "معنی به فارسی" }}

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}