پیاده
زبان مبدأ: فارسی
- اسم آنکه با پا مسیری را طی میکند و سوار بر وسیله نقلیه، حیوان و مانند آن نیست. کسی که با پای راه میرود و سواره نیست.
- اسم (پیادهنظام):بخشی از ارتش که سواره نیستند.
- اسم (شطرنج): یکی از مهرههای شطرنج.
- اسم (گفتگو): عامی، بیسواد. ضعیف، مسکین.